...حجم سبز
یک روز رفتنت را صد سال گریه کردم...
با تشکر از یاد آوری دوستان - وبلاگ تا اخر بهمن ماه به روز رسانی خواهد شد.... رهگذر... امشب تمام خستگی ام بال و پر شده است مردی دوباره راهی ی کوی خطر شده است در من تمام خاطره های گذشته ات احساس می کنم به یقین بارور شده است حتا به روی دفتر تقویم من – عدد یاد آور تلاقی ما در سفر شده است چشمم برای دیدن روی قشنگ تو در جستجوی پنجره تان رهگذر شده است چشمم در انتظار شبانگاهی ات – دریغ تنها برای دیدنت از اشک تر شده است از من مخواه تا نرسیده رضا شوم پایم برای آمدن آماده تر شده است یک عمر سینه ای که مرا یاد می نمود اینبار مثل اینکه برایم سپر شده است *** دیگر مخواه لحظه ای از تو جدا شوم این شعله در مسیر شما شعله ور شده است... خورشیدمن... خورشید بی تو از حرکت ایستاده است انگار آسمان و زمین بی اراده است خورشید من مخواه که تقویم عوض شود تقدیر بی تو سنگ به راهم نهاده است چیزی نمانده تا که زمانه طمع کند هر آنچه راگرفته زمن پس نداده است امشب تورابه خاطره ها می برم ولی یک انتظار تلخ در آنسوی جاده است *** برعکس تو که آینه را سنگ می زنی شعرم به زیرپای تو فرشی نهاده است.... دستی برای ما شدن... دست ازتو می کشم که رسیدن مجازنیست دستی برای ما شدن ما دراز نیست بیهوده باد سمت موافق نمی وزد درهای روبروی تو بیهوده باز نیست موسای خویش می شوم امابدون سحر موسی شدن برای کسی چاره ساز نیست گاهی خیال صخره شدن می کنم ولی در سرنوشت موج به صخره نیاز نیست *** مانند لاک پشت به لاکش خزید ورفت وقتی که دید عمر بدیها دراز نیست....
دنیای عشق... عشق جریحه دار مرا التیام نیست یک روی سکه در همه حالت به کام نیست چشمان من ز فرط تماشا مکدرند در امتداد چشم تو بودن حرام نیست تسکین روح فلسفه اش با تو بودن است دنیای بی تو بودن من مستدام نیست دل این غزال کوهی ی من زخم خورده است این است که به دست کسی جز تو رام نیست تصویر عشق را نکشیده کسی ولی در شکل احتمالی آن انتقام نیست *** با عشق می شود به زمان طول و عرض داد دنیای عشق با نرسیدن تمام نیست...
| قالب وبلاگ : فقط بهاربيست |




